|
برای تو که نمی دانی...اما می خوانی که بدانی چه می گویم..
دیده ای دلهایی را که با نگاهی می لرزند و یا نگاه هایی را که با دلهایی می لرزند.. کدام بهتر است....دیده و دل.. یا دل و دیده؟ .. دیده می بیند و دل می لرزد که حرمت ها را می شکند... امادل ببیند و دیده بلرزد.... دیده به احترام دل های پاک .. معصومیت های پاک... نگاههای پاک.... می لرزد و رو به پائین میرود و به احترام چشمان تو...به زمین خیره می شود ... حرمت تو...می ماند... تنها همین بود... قصه ی آشنایی و دوست داشتن من .... پ.ن : بلاخره من و که وی به آرزمون رسیدیم انتقالیمون جور شد که کاش جور نمیشد :( خدایی خیلی دلم واسه ایلام تنگ شده :( واسه دوستام .. کلاسمون .. هم اتاقیام ..آواز .. یاسی ..خندیدنای کیا .. امیلی .. کاکـــــــمان .. گل یخ .. ارغواااان ....:( آزمایشگاه میکروب .. استاد میکروب حیف که آدم تا چیزی و از دست نده قدرشو نمیدونه :( ... + حالا خدارو شکر که وی هم اومد پیشما وگرنه دق میکردم اینجا هم بد نیست دوتایی خوش میگذرونیم ولی دوستای اونجامون یه چیز دیگه بودن :( ...
باران که میبارد به حرمت کداممان است؟نمیدانم! من همین قدر میدانم باران صدای پای اجابت است... و خدا با همه ی جبروتش ناز میخرد... نیازکن...!!! چه غمگینه .. چه غمگینه روزارو بی تو سر کردن به فکر دیدن رویت شب غم رو سحر کردن میون این شب تاریک نداره روشنی چشمام به فریادم برس امشب که بدجوری تورو میخوام!!.. بازم رویای شیرینت شده مهمونیه شبهام یه حس خوب ناخونده شده مهمون لبخندام شدی عشق منو قلبم به آتیش میکشی هر دم منم دیوونه ی حرفات پر دردم ... پر دردم ... چقد سخته تک و تنها اسیر غصه ها بودن برای دیدن چشمات همه دنیارو پیمودم ...! پ.ن : بلاخره دیروز برف بارید اینجا .. امروز یه امتحان خیلی سخت دادیم :( میکروب .. :( همش یه روز وقت داشتیم اونم جمعه آخه کی میتونه جمعه ها درس بخونه ها؟ :( همه افتضاح :( ... خدااااا کی تموم میشن این امتحانا آخه؟ :( کلا امتحانا همه افتضاح دارن پیش میرن :( ولی عصر رفتیم خوش گذروندیما با یاسی و کیانا و که وی رفتیم کاپی جاپ انقد مسخره بازی دراوردیم کلی عکس مکس گرفتیم کیا و یاسی بستنی خوردن مام کاپوچینووو ای اینا هم حوصله دارن سر شکل و شمایل آنشرلی و بابا لنگ دراز دارن دعوا میکنن پنج شنبه کیانا و مینا دیگه واسه همیشه میرن انتقالی گرفتن :( دلمون خیلی براشون تنگ میشه :( این ترم خیلی خوش گذشت باهاشون :( .... دلم گرفت تریفه و نادی جونم عاشقتونـــــــــــــــم ! ( دلم خواس محبت بپاچونم یکم )
به فکر آدمهای تنها و تنهایی آدمها نبود!!! بلــــــــــــــــــــــــــه پ.ن1: ایلام که هنوز رنگ زمستونو ندیده !! ایلامم داره مث جنوب برف ندیده میشه ها پ.ن۲: فرجه ما هفته ی بعد تازه شروع میشه پ.ن۳: زمستان باشد یا نباشد چه فرقی دارد وقتی همه سردند... پ.ن۴: تقلب.آره یا نه؟ تو رو به رهایی و من رو به این غم .... میری تا توی سرنوشتت نباشم .... اگه روزی برگشتی و نبودم .... بدون خواستم و نشد بی تو باشم !!! میخندم تا یادم بره خاطراتم .... نمیدونم چی شد که اینجوری شد نمیدونم چند روزه نیستی پیشم اینارو میگم که فقط بدونی دارم یواش یواش دیوونه میشم تا کی به عشق دیدنت تو کوچه ها خسته بشم بمیرم تا کی باید دنبال تو بگردم از کی باید سراغتو بگیرم قرار نبود چشمای من خیس بشه قرار نبود هر چی قرار نیست بشه قرار نبود دیدنت آرزوم شه قرار نبود که اینجوری تموم شه یادت میاد ثانیه های آخر گفتی میرم اما میام به زودی چشمامو بستم نبینی اشکمو چشمامو وا کردمو رفته بودی ... این روزا دلم خیلیـــــــــــــــــ واسه یه نفر تنگ میشه :( پارازیت : شیطونه میگه برم این که وی سه جونی رو بیدار کنم لامصب خودش 24 ساعته میخوابه تا مام میایم بخوابیم میگه ده هه سته مه نو نمیزاره بخوابیم که ای مه نو درد پ.ن اه با این اینترنتشون پ.ن A الان برام کرانچی آورد پ.ن امروز VeNA رو دیدیم پ.ن شام آماده ست بفرمایید شام
دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد…
کجایی ببینی چه تاریکه شبهام ؟!.. چی شد تو نگاهت کس دیگه ای بود ؟!.. کجایی که بعد تو غم همدمم بود !.. نگاهم هنوزم تو حسرت نگاهت .. بیا تا بریزم اشکامو به راهت ! کجایی گل من تو رفتی میدونم .. دلم تنگه واسه تو نامهربونم .... بدون تا ابد تو قلب منی !.!.. ولی باز چه ساده دلو میشکنی .. اونی که پرهاشو بست و نشست .. چه ساده پریدو دلم رو شکست ..! نبودی ببینی چی اومد سر من .. :( .. کجایی ببینی شکسته پر من ؟. پریدی چه ساده تو تنها نزارم میدونی که نایه پریدن ندارم ..! پر من شکسته نکن نا امیدم بدون بعد چشمات خوشی رو ندیدم چه شبها به یادت نشستم میدونی؟!.. بسه گریه زاری تو نامهربونی!!..!. بدون تا ابد تو قلب منی ولی باز چه ساده دلو میشکنی ... If you love me, let me know. If not, please gently let me go. نمیفهمه که من واسش میخونم نمیفهمه که من به پاش میمونم نمیفهمه که من عاشق شدم !! نمیفهمه که قلبم واسه اونه نمیتونه تنها بمونه نمیشه از عشق بی تو بخونه ... ... + باور داشتهـــــــ باشــ میتونی به همه ی اون چیزایی که دلــت میخواد برسیــــــ فقط کافیهـــ بخوایــــ !! و باور کنیــــــ که میتونیـــــــــــــ ـــ .. + با غصه خوردن نه مشکلات تموم میشهـــــ و نه حـــــــــــــــــــــل !! وقتی جایی نیست که غصه های دلت رو فریاد کنیـــــــــــــ بهتر غماتـــــــــــــــ رو فوت کنی برهــــــــــــ ... + وقتی با گفت و گو مشکلمون حل نشــــــــــــــــــــــد... وقتی بحثمون به بن بست رسیـــــــــــــــــــــــــــــــــد..... فقطـــــــــــــــــ...... بغلم کن ..............!!!......
خدااااااااااااا جون خیلیــــــــــــ دلم گرفته :( وای که چقد دلم واسه خواهرم تنگ شده :( همین الان بهم وب داد :( وای که چقد دلم هواشو کرده بود :( وقتی دیدمش دست خودم نبود انقد گریه کردم اونم ناراحت کردم :( عاشقشـــــــــــــم :( اه دیگه خسته شدم از این خوابگای لعنتی از این شهر :(( بازم این سرپرسته بهم گیر داد :( آخه بگو به تو چه چجوری میگردم ؟؟ دانشگاه هیچی نمیگه تو دیگه این وسط چیکاره ای امل عقب افتاده ... خدا چرا بهمون انتقالی نمیدن آخه :( A تو نیمه داره میچته K هم بغل دستم دراز کشیده میگه افسردگی گرفتم از شدت خنده امروز از 10 صب کلاس داشتیم تا 6 عصر انقد خسته شدیم که نگو :) با A و K رفتم کلاس تاریخ فردا هم 5 شنبه ست ، قراره یکی از کلاسامون تو بیمارستان برگزار بشه اونم فک کنم فردا تشکیل نمیشه از نسرین ، کر ، دم سه ، به ویژه شهلااااااااا متنفرم امروز سر کلاسا اصلا حواسمون به استادا نبود ( بگو اصلا کی حواستون بوده مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت ..... هستیم را به آتش کشیدی سوختم من نبودی ندیدی .... مرگ دل آرزویت اگر بود مانده بودی اگر ... الان دوباره جو گیر شد با تو و عشق تو زنده بودم .. بعد تو من خودم هم نبودم .....
معبودم ایستاده ا دو دل ی اما آ گرفت ای حال می حت می ش حال و بگ وقتی یک چ و بگ فرا که از و ای صدای د ب
خدا ما رو برای هم نمی خواست فقط می خواست عشق و فهمیده باشیم بدونیم نیمه ی ما مال ما نیست فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم تمام لحظه های این تب سرد خدا از حسرت ما با خبر بود خودش ما رو برای هم نمی خواست خودت دیدی دعامون بی اثر بود چه سخته مال هم باشیم و بی هم می بینم میری و می بینی میرم تو وقتی هستی اما دوری از من نه می شه زنده باشم نه بمیرم نمی گم دلخور از تقدیرم اما تو می دونی چقد دلگیره این عشق فقط چون دیر باید می رسیدیم داره تو دست ما میمیره این عشق
وقتی یک کبوتر با کلاغ ها معاشرت می کند، پرهایش سفید می ماند اما قلبش سیاه می شود؛ دوست داشتن کسی که لیاقت ندارد اسراف محبت است. کبوتر من! تو آزادی که با هر کس دوست داری معاشرت کنی. تو آزادی که به هر کجا می خواهی پر بکشی. کبوتر من! می دانم که شوق سر در آوردن از اسرار این جهان پهناور و مرموز در وجودت بیداد می کند؛ می دانم که چشم های خوشگلت از دیدن سیر نمی شود. می دانم که اهل معاشرتی، خوش مشربی، شوخی، شیرینی و اهل گشت و گذار. خوب خوب می شناسمت و بیشتر از آن چه فکر کنی، می فهممت. کبوتر قشنگ من! تو آزادی هر کجا دوست داری برای خودت آشیانه بسازی؛ تو آزادی که آشیانه ات را با هر رنگی که می پسندی، بیارایی. تو این اختیار را داری که بخواهی یا نخواهی؛ دوست داشته باشی یا نداشته باشی؛ بمانی یا نمانی؛ بخوانی یا نخوانی اما... کبوتر ناز من! تو می توانی خدا را بپرستی یا نپرستی؛ تو آزادی که فرشته های آسمان را به آشیانه ات راه بدهی یا ندهی. اما کبوتر زیبای من! حواست جمع باشد که اگر با کلاغ ها معاشرت کنی قلبت سیاه می شود؛ قلبت اگر سیاه شود معنایش این است که «مسخ» شده ای؛ یعنی این که دیگر یک کبوتر نیستی!
وقتی غریبه ای گفت : تولدت مبارك وقتی برای قلبت همسایه ای دگر هست
وقتی برای اشكت هم غصه ای دگر هست
وقتی برای دیدار وقتی برای من نیست
وقتی برای احساس قلبی به نام دل نیست
چرا به من نگفتی جشنی برای من نیست ؟؟
چرا به من نگفتی قلبت از آن من نیست ؟؟
روزگاری مردم دنیا دلشون درد نداشت هر کسی غصه ی اینکه چه میکرد نداشت چشمه ی سادگی از لطف زمین میجوشید
آسمون دلم گرفته، تو ببار منم می بارم روزگار تا کی جدایی؟ من دیگه طاقت ندارم خوب می دونی وقتی نیستی گرد غم رو دل می شینه خط بزن خاطره هارو دلم از غصه رها شه اگه اون پیشم بمونه، هستیمو به پاش می ذارم قصه ی قلب خسته مو، فقط خدا می دونه آرزوهای رنگیمم بدون تو تباهه هر چی می کشم از جداییه یه بارم تو مرهمی باش واسه دردم واسه غم هام می دونم همین جدایی روز مرگمو میاره به خدا همین نبودش دلمو دیوونه کرده یه بارم واسه یه لحظه نمیای حتی تو خوابم قصه ی قلب خسته مو،فقط خدا می دونه آرزوهای رنگیمم بدون تو تباهه هر چی می کشم از جداییه
|
About![]()
زنــــــــــــــم! آزادمــــ +
Home
|